به بهانه حاتم بخشی خودکامگان به اعراب
می خواستم در مورد بخشش ۵۰ میلیون دلاری آنها از سرمایه کشور به اعراب مطلبی بنویسم که نوشته آقای کشتگر در سایت گویا را خواندم....حاتم بخشی رژیم
دلمشغولي های یکي از ما
می خواستم در مورد بخشش ۵۰ میلیون دلاری آنها از سرمایه کشور به اعراب مطلبی بنویسم که نوشته آقای کشتگر در سایت گویا را خواندم....حاتم بخشی رژیم
کشور در آستانه ی حمله ی نظامی آمریکا و وظیفه ی ما
یک: آگاهی رسانی از اینکه حمله به نفع مردم نیست . دو :اینکه چگونه صدایمان را یکی کنیم که از این حمله جلو گیری کنیم.
در عجبم جمعی از روشنفکران ما در انتخابات ریاست جمهوری به حمایت از هاشمی(دشمن دیرینه ی خود) پرداختند اما در این شرایط حساس سکوت کرده اند....
حمله ی نظامی موضعی آمریکا به ایران در این شرایط به جز تباهی ایران و به درازا کشیدن استبداد چیزی نخواهد داشت...
با برنامه . با تلاش بسیار. و البته همبستگی. همت کنیم و امسال را سال تلاش تاریخی مردم ایران در راه رهایی و احراز حقوق انسانی خود در تاریخ ثبت کنیم.
سکوت و بی تفاوتی گرچه به جای خود کار ساز است ولی در این شرایط و در این زمان حساس که کشور تا آستانه نابودی پیش رفته هرگز جایز نیست.
باید بهشان تبریک گفت ...چه خوب روی حرفشان می ایستند و چه خوب برنامه هایشان را دنبال میکنند و با قدرت تمام پیش می برند ...هر چند سمت و سوی آن ویرانی و تباهی یک سرزمین باشد... یادمان باشد همه مان در این قضیه دست داریم ...
سکوت کردیم بی تفاوت بودیم و حتا تاییدشان کردیم ...و امروز -نه- سالهاست که باید بسوزیم و پر پر شدن این دیار را با هرانچه در اوست ببینیم .
از مرد بودنم خجالت می کشم ...باز دم زنانمان گرم که به یاد روز خود هستند.
ادامه قطع درختان لویزان
(درخت
انسان
زندگی)
و سکوت سرد ما .....
انگار دير زمانیست که ما بي خيالی طي مي کنيم و در مقابل اتفاقات جامعه بي تفاوت شده ايم فرقي نمي کنند که سياسي باشند يا اقتصادي يا محيط زيست يا......( البته انگار مهمترين مسأله رفتن به جام جهانيست ؟!)
واکنش ما در قبال مسائل روز چيست ؟؟!!!
ما در قبال سرکوب خواسته هاي صنفي قشر زحمتکش راننده های شرکت واحد چه کرديم؟؟
آیا آتش زدن سفارت و پوشاندن پرچم سایر کشورها بر تن حيوانات واکنش ماست؟!
براستی دیر زمانيست که در برابر تجاوزات آشکار به حقوق ملي و شهروندي مان سکوت کرده ايم - و – تاوان اين سکوت و اين بي تفاوتي هايمان را داده و خواهيم داد.
...
درست است که قرار است که امروز دغدغه های ما چيزهايی متل شيرينی بدمزه دانمارکی يا هسته ی زردآلو باشد....اما آيا هست ؟؟
کسي با من همچين قراری نگذاشته است .
پس چيست؟؟ پس دغدغه های ما مردم این سرزمين امروز اصلاً چيست؟؟
يادمان هست چند وقت پيش آدمهاي فرصت طلب اسم يه دریا رو مي خواستند عوض کنند؟ راستش خيلی ها به غيرتشان بر خورد...خيلی هامون به حق تلاش کرديم که نگذاريم ....و انگار تلاش خوبی بود.
ولي فقط همين...؟؟ !! فقط همين چند بار...؟؟!! پس اين همه سال..؟ اين همه عمر...؟ چه ميکنیم ما؟!
بچه ها بياييم فعلاً مسائل ديگری که بهشان مشغوايم را يا کنار بگذاريم يا با دغدغه هايی که بايد داشته باشيم همراستا کنیم ....
امروز روزيست که بايد.
امروز(هرچند دير) روزيست که بايد همه به يک مسئله بپردازيم .....رهايی وطن .
فردا دير است .
تا شرايط بسامان نباشد چه مي توان کرد؟؟؟
و ما امروز مهمترين مسؤليتمان همين است.
ما مسؤلیم.....
ما در قبال زندگی مسؤليم ...يادمان نرود .
ما در قبال خود آنگاه پيرامون خود مسؤليم . بی تفاوتی به مراتب بد تر از ناآگاهی است.
يادمان نرود که فردا دير است ...امروز روزي است که بايد ....